چون خنده جام است درخشیدن خورشید بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق نه کم از بلبل مستی تو بنال ای هوشیار نورزتان پیروز هر روزتان نوروز التماس دعا

جامی به من آرید که خورشید درخشید
جامی نهد بند به خمیازه آفاق
که رسد روح به دروازه خورشید
با خنده نوروز همی باید خندید
با خنده خورشید همی باید نوشید
خوش با قدم موکب نوروز نهد گام
ماه رمضان باده پرستان بخروشید
ای ساقی گلچهره در این صبح دل انگیز
لبریز بده جام مرا شادی جمشید
هر جا گلی خندد با دوست بخندید
هر گه که بهار اید با عشق بجوشید 

+ نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 20:52 توسط ایمان |
از اینکه بازم افتخار دادین و به وبلاگ من اومدین ممنونم عید نوروز پیشاپیش مبارک امیدوارم از کلیپ زیر خوشتون بیاد
+ نوشته شده در سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 21:54 توسط ایمان |


+ نوشته شده در یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 23:31 توسط ایمان |
كاش الان آغوش گرمت سر پناه خستگيم بود تو تا چشمات پر از اندوه واسه دل شكستگيم بود
+ نوشته شده در شنبه 11 اسفند1386ساعت 20:32 توسط ایمان |

آفتاب را به تو نمي دهم
تا خرده خرده بشكافي اش
و از آن هزار ستاره بسازي
+ نوشته شده در شنبه 11 اسفند1386ساعت 20:25 توسط ایمان |
آقاجان اگرقرارباشد من هم مثل ژول ورن دوردنيارادرهشتادروز بچرخم،ترجيح ميدهم دورتوبچرخم،چون تو دنياي مني(یا حسین جان)

+ نوشته شده در پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 0:38 توسط ایمان |
تو نوکر حسینی و غلام بانوی دمشق![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 0:12 توسط ایمان |

+ نوشته شده در چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 23:48 توسط ایمان |
براي همه وقت هايي كه مرا به خنده واداشتي.
براي همه وقت هايي كه به حرف هايم گوش دادي.
براي همه وقت هايي كه به من جرات و شهامت دادي.
براي همه وقت هايي كه مرا در آغوش گرفتي.
براي همه وقت هايي كه با من شريك شدي.
براي همه وقت هايي كه با من به گردش آمدي.
براي همه وقت هايي كه خواستي در كنارم باشي.
براي همه وقت هايي كه به من اعتماد كردي.
براي همه وقت هايي كه مرا تحسين كردي.
براي همه وقت هايي كه باعث راحتي و آسايش من بودي.
براي همه وقت هايي كه گفتي "دوستت دارم"
براي همه وقت هايي كه در فكر من بودي.
براي همه وقت هايي كه برايم شادي آوردي.
براي همه وقت هايي كه به تو احتياج داشتم و تو با من بودي.
براي همه وقت هايي كه دلتنگم بودي.
براي همه وقت هايي كه به من دلداري دادي.
و براي همه وقت هايي كه در چشمانم نگريستي و صداي قلبم را شنيدي.
+ نوشته شده در سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 0:14 توسط ایمان |
هر چه كني بكن ولي از بر من سفر مكن يا كه چو مي روي مرا وقت سفر خبر مكن
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 0:11 توسط ایمان |